نشست منطقهای تهران درباره افغانستان را میتوان نشانهای امیدوارکننده از بازگشت عقلانیت سیاسی و رویکرد جمعی به مدیریت یکی از پیچیدهترین بحرانهای منطقه دانست. حضور نمایندگان ویژه ۶ کشور همسایه افغانستان (ایران، چین، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان) به همراه روسیه، حاکی از یک جمعبندی مشترک بود: راه حل بحران افغانستان نه در مداخلات بیرونی، بلکه در گفتگوی منطقهای و همکاری جمعی نهفته است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان میزبان، تلاش کرد نقش تسهیلگر مسئول و بیطرف را ایفا کند. نقشی که بر پایه همگرایی، پرهیز از تقابل و احترام به واقعیتهای اجتماعی افغانستان استوار بود. تأکید وزیر امور خارجه ایران بر پیوند ناگسستنی امنیت و توسعه افغانستان با منافع همسایگان، نشاندهنده نگاهی واقعبینانه و اخلاقمحور به تحولات منطقه بود.
بیانیه پایانی نشست تهران با تمرکز بر سه محور کلیدی «امنیت جمعی»، «همکاری اقتصادی» و «مبارزه با افراطگرایی»، حاکی از شکلگیری یک درک مشترک نوین است؛ درکی که ثبات افغانستان را شرط لازم برای ثبات کل منطقه میداند. این رویکرد میتواند زمینهساز عبور از سیاستهای پراکنده و حرکت به سوی یک چارچوب هماهنگ منطقهای باشد.
در برنامه «فانوس»، واحد فقیری، تحلیلگر مسائل سیاسی، به بررسی ابعاد این نشست پرداخت. وی این گردهمایی را اقدامی مهم و نشانه بلوغ سیاسی کشورهای منطقه دانست که فهمیدهاند مشکلات باید توسط خود کشورهای همجوار حل شود. فقیری تأکید کرد: «این که همسایهها دور هم جمع میشوند تا مشکلات جمعی را حل کنند، به معنای بلوغ سیاسی است. این یک انکشاف بسیار مثبت برای منطقه است.»
نقاط کلیدی مطرح شده در تحلیل:
جایگزینی همکاری با رقابت: این نشست تلاشی برای جایگزین کردن منطق همکاری منطقهای به جای رقابتها و منافع متعارض گذشته در پرونده افغانستان بود.
نقش مثبت ایران: ایران با داشتن روابط نسبتاً خوب با حکومت فعلی افغانستان (طالبان)، میتواند نقش میانجی و تسهیلگر مثبتی در منطقه ایفا کند. پروژههای ارتباطی مانند بندر چابهار، فرصتهای جدیدی برای همکاری اقتصادی و کاهش وابستگی منطقه به خارج ایجاد میکند.
غیبت قابل تأمل طالبان: عدم شرکت نمایندگان طالبان بزرگترین نقطه ضعف این نشست ارزیابی شد. فقیری این را یک اشتباه دیپلماتیک از سوی طالبان دانست که فرصت شریک ساختن دغدغههای خود با همسایگان و یافتن راهحلهای جمعی را از دست دادند.
از بیانیه تا عمل: برای تبدیل بیانیه پایانی به یک نقشه راه عملی، نیاز به نشستهای مستمر، ایجاد بازار مشترک منطقهای، اتصال زیرساختهای ترابری (مثل خطوط ریلی) و مبارزه جمعی با تروریسم و قاچاق است. رونق اقتصادی به ثبات سیاسی بیشتر کمک خواهد کرد.
تفاوت با ابتکارات پیشین: اگرچه نشستهای مشابهی در گذشته برگزار شده، اما این نشست در شرایطی برگزار شد که تشنج بین افغانستان و پاکستان به یکی از مشکلات عمده منطقه تبدیل شده است. این گردهمایی میتوانست فضایی برای کاهش این تنشها فراهم کند که با غیبت طالبان به تعویق افتاد.
نقطه عطف احتمالی: این نشست را میتوان گام مهمی در جهت بازتعریف مسئولیت منطقهای و تقویت راهحلهای درونزا دانست. موفقیت نهایی آن اما به تداوم گفتگوها و تبدیل وعدهها به اقدامات عملی وابسته است.
جمعبندی:
نشست تهران یک تلاش معنادار برای عبور از رویکردهای مقطعی و تأکید بر عقلانیت جمعی در قبال افغانستان بود. این نشست با برجسته کردن نقش همسایگان، پیوند زدن امنیت با توسعه و تأکید بر پرهیز از جانبداریهای قومی و سیاسی، نشان داد که امکان شکلگیری یک چارچوب هماهنگ منطقهای همچنان وجود دارد. کلید عبور از این مرحله، مشارکت مستقیم و مسئولانه طالبان در فرآیندهای بعدی و عزم جدی کشورها برای اجرایی کردن توافقهاست.




